محمد مهدى ملايرى
429
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
انقلاب آموزشى باشد ، به حفظ مواريث ملّى نيز اهتمام كامل هست تا حدى كه آن را يكى از وظايف اصلى دانشگاه به شمار آوردهاند . مواريث ملّى كه در اين اصل بدان اشاره شده بدون شك ناظر به همهء مظاهر فكر ايرانى و همهء تجليات آن است ، اعم از اينكه در زبان فارسى باشد يا عربى ، و در سرزمين ايران به وجود آمده باشد يا خارج از آن ، و اگر گمان بريم كه مواريث فرهنگى و ملّى ايران تنها منحصر است به آنچه در زبان فارسى يا زبانهاى قديم ايران تدوين شده يا در محدودهء جغرافيايى اين كشور به وجود آمده است حق تاريخ فكر و ادب ايران را به درستى ادا نكردهايم و به دست خود فصلهاى درخشانى از تاريخ خود را از آن زدودهايم . زيرا فرهنگ ايران هميشه در مرزهاى جغرافيايى ايران و در دايرهء زبان اصلى خود محدود نمانده است ، بلكه در دورههاى مختلف به مقتضاى هرعصر و زمان در خارج از مرزهاى ايران و در قالب زبانهاى ديگر نيز جلوههاى بديع و جالبى داشته است كه جالبتر و بديعتر از همه جلوهء آن در زبان عربى و در پهنهء جهان گستردهء اسلام است . و اگر بنا باشد كه دانشگاه همچنانكه منشور انقلاب آموزشى مقرر داشته در حفظ مواريث ملّى در تمام مظاهر آن نقش اساسى ايفا كند از آنجا كه قسمت اعظم اين مواريث با معارف اسلامى عربى آميخته ، بلكه اين معارف خود بخش مهمى از آن را تشكيل مىدهد و فهم صحيح و درك ارزش آن جز در زمينهء مطالعات اسلامى و از خلال مآخذ عربى ميسّر نيست ناچار اين قسمت از آن در دايرهء وظايف و هدفهاى دانشكدهء الهيات و معارف اسلامى قرار مىگيرد . و اين وظيفهاى است سنگين و خطير كه براى انجام آن در سطح پيشرفتهاى علمى و تحقيقى عصر حاضر بايد بيش از پيش مجهز بود . به نظر ما به جاى بحث در اينكه آيا دانشكدهء الهيات در حال حاضر تا چه حد براى اداى چنين رسالتى مجهز به وسايل لازم هست يا نيست بهتر است به اين مسأله توجه شود كه آيا ايمان و علاقهء ما به حفظ آنچه در قلمرو وظايف اين دانشكده قرار مىگيرد تا چه پايه است ؟